اصغر بالسینی

علم رفتارشناسی در حوزه وظایف و کارکردهایش، شناخت و شناسایی رفتارها و کنش‌ها را پیگیری می‌کند و به این مسئله می‌پردازد که رفتارهای فردی و اجتماعی در چه چارچوبی صورت می‌گیرد و برگرفته از چه مسائلی است.

در این میان بررسی رفتارهای اجتماعی و فردی افراد و گروه‌ها و تقسیم‌بندی این افراد و گروه‌ها به گروه‌های منفعل، متعادل و تعارض‌آفرین نشان می‌دهد که چه ویژگی‌هایی این افراد و گروه‌ها را از گروه‌های دیگر متمایز می‌کند.

در بررسی ویژگی‌های افراد و گروه‌های متعادل در علم رفتارشناسی می‌توان برخی ویژگی‌ها مانند تفاهم با گروه و جامعه، پرهیز از مشکل‌زایی عمدی برای دیگران، واقع گرا بودن، پذیرش اشکالات و تلاش برای اصلاح آن، پذیرش منطق طرف مقابل و احترام به مواضع دیگران را برشمرد که خصلت مشترک این افراد و گروه‌هاست.

ذکر این مقدمه از باب تقریب به ذهن و شناخت چارچوب تحلیلی لازم برای بررسی رفتارهای منتقدان نشانه‌دار دولت خصوصاً در حوزه انتقادات اقتصادی است که اتفاقاً این روزها به محملی برای تخریب چهره‌دولتمردان تبدیل شده است.

یکی از این منتقدان نشانه‌دار که از هر فرصتی برای بهره‌برداری‌های سیاسی و به زیر سؤال بردن تلاش‌های موفقیت‌آمیز دولت استفاده کرده و با تکیه بر قاعده «خالف تعرف» «مخالفت کن تا شناخته شوی» از ابزارهای رسانه‌ای مختلف برای پیشبرد غرض‌های شخصی و حزبی بهره می‌برد، رفتاری در حوزه انتقادات غیرمنصفانه اقتصادی بروز می‌دهد که دقیقاً در چارچوب مدل تحلیل ابتدایی بحث قابل ارزیابی است.

1-‌ عدم تفاهم با گروه و جامعه:

اگر چه مجلس محل تضارب آرا و افکار است و برآیند این تضارب می‌تواند منافع جمعی به دنبال داشته باشد اما اگر نظر این جامعه و گروه مورد پذیرش نباشد و حتی تلاش برای تخطئه عقل جمعی نمایندگان و عدم پذیرش آن صورت گیرد، در آن صورت این ویژگی‌کلیدی یعنی عدم تفاهم با گروه و جامعه زیر سؤال می‌رود. نمونه‌های مختلفی از این عدم پذیرش وجود دارد که آخرین نمونه آن جنجال‌های رسانه‌ای فرد یاد شده پس از پذیرش نسبی نظر دولت در خصوص درآمدهای ناشی از هدفمندکردن یارانه‌ها توسط مجلس است که اصطلاحاً این منتقد نشانه‌دار با جرزنی سیاسی تلاش کرد این نظر عقل جمعی مجلس را تخطئه کند.

2-‌ واقع گرا بودن:

ارائه تحلیل‌های واقع‌گرایانه از شرایط مختلف کشور خصوصاً واقعیت‌های موجود در جامعه که مورد پذیرش عامه و اکثریت جامعه (اعم از اکثریت عوام یا خواص) است، شاخص دیگر برای ارزیابی وضعیت افراد و گروه‌ها در جامعه است.

در شرایطی که اقتصاد ایران در دهه چهارم انقلاب و در سایه تلاش‌های برنامه‌ریزی شده دولت به سمت کاهش فاصله طبقاتی و بهبود شاخص‌های توزیع درآمد حرکت کرده که تجلی آن در کاهش ضریب جینی به عدد 38‌‌/0 دیده می‌شود، منتقد یاد شده با بهره‌گیری از فرصت یک برنامه زنده تلویزیونی مدعی وخامت وضعیت شاخص‌های توزیع درآمد در کشور می‌شود. این ادعا در شرایطی است که علاوه بر شاخص کلیدی ضریب جینی، واقعیت‌هایی مانند توسعه متوازن منطقه‌ای پس از 90 سفر استانی دولت و مثال‌های متعدد دیگر واقعیت‌های انکار ناپذیر دیگری از شرایط اقتصادی‌ ملی را نشان می‌دهد.

3-‌ پذیرش اشکالات و تلاش برای اصلاح آن:

این ویژگی فرد و جامعه متعادل در حقیقت کلیدی‌ترین عامل در شناخت مسیر صحیح و جلوگیری از خطاهای فاحش است و در حقیقت نقش خودتنظیمی قابل توجهی ایفا می‌کند که بر‌آیند آن حرکت در مسیر صحیح و درست می‌باشد.

در مورد منتقد نشانه‌دار دولت مثال‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌‌دهد عدم پذیرش اشکالات چگونه به تحلیل‌های کاملاً غیر واقع‌بینانه بعدی و حتی بعضاً مضحک تبدیل شده است.

تخریب چهره دولت پیش از اجرای قانون هدفمندی از طریق نامه‌پراکنی‌ها و سخنرانی‌های گوناگون و عدم پذیرش خطای محاسباتی وی خصوصاً در مورد تورم ناشی از هدفمندی از آن جمله است که این عدم اصلاح خطا سبب شده تا نامبرده با تداوم غرض‌ورزی‌ها خوراک تبلیغاتی مناسبی برای معاندان در ناکارآمد جلوه دادن اقتصاد ایران فراهم کند.

4-‌ پذیرش منطق طرف مقابل و پرهیز از خصومت ورزی در مباحثات:

اساساً بحث و مجادله در شرایطی می‌تواند نتیجه مناسبی در پی داشته باشد که مبتنی بر منطق علمی و پذیرفته شده و به دور از هوچی‌گری‌های سیاسی و گروهی باشد.

اما اگر در این مباحثات و مجادلات عنصر خصومت‌ ورزی شخصی و گروهی وارد شود قطعاً برآیند آن خطاهای بزر‌گتر در آینده خواهد بود.

در مثال مورد بحث ما، منتقد نشانه‌دار یاد شده بدون توجه به منطق مورد پذیرش و صرفاً با جهت‌گیری‌های کاملاً شخصی و گروهی، تحلیل‌هایی ارائه می‌دهد که فقط کارکرد سیاسی دارد و به هیچ‌عنوان مورد پذیرش گروه‌های علمی قرار نمی‌گیرد.

مثلاً هم‌اکنون در شرایطی که مشخص شده برخی نهادهای مالی بین‌المللی با غرض ورزی‌های خاص خود نرخ‌های مربوط به رشد بخش‌های مختلف اقتصادی را ارائه می‌کنند و حتی خود این نهادها نیز با پذیرش خطای صورت گرفته به‌ دنبال تصحیح اشتباهات هستند، این فرد همچنان با اصول غیرمنطقی تلاش دارد تا واقعیت‌های موجود را نادیده بگیرد.

با اوصافی که ذکر شد و با تحلیلی که در خصوص رفتارهای تعادلی در جامعه ارائه گشت می‌توان ارزیابی منطقی و نظام‌مندی در خصوص رفتارهای منتقدان نشانه دار دولت داشت.