روان شناسی انتخابات ریاست جمهوری يازدهم

روان شناسی انتخابات ریاست جمهوری يازدهم

روان شناسی را علم مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی گفته اند بر این اساس هرجا رفتار وجوددارد روان شناسی هم هست.با توجه به وسعت دامنه رفتار،رفتار سیاسی در انتخابات باید بطور تخصصی مورد بررسی قرار گیرد که شاخه روان شناسی سیاسی و روان شناسی اجتماعی به این موضوع می پردازد.

از دیدگاه روان شناسی اجتماعی، رفتار انتخاباتی پدیده ای گروهی است که حکایت گر نوعی عمل سیاسی است. این رفتار خاستگاه خانوادگی داشته و به صورت ارثی از فردی به فردی و نسلی به نسلی دیگر منتقل می شود، اما از دیدگاه جامعه شناسی، این پدیده ها و رفتارها ناشی از عضویت و تعاملات گروهی و ساختی، و تأثیر شرایط اجتماعی بر کارکردهای متعین قدرت است و الگوهای آن از این زاویه تبیین می شود.

امروزه روان شناسی سیاسی بعنوان یک رشته مستقل به موضوعات متنوعی مانند تاثیر رسانه ها بر رفتار سیاسی ،تعارضات بین فردی ،بررسی ویژگیهای شخصیتی رهبران سیاسی،رشد اجتماعی-سیاسی و انتخابات و افکار عمومی ، می پردازد.

اما متخصصانی که درحوزه این علم کاربردی و بویژه در زمینه روان شناسی انتخابات کار می کنند با ابعادگوناگونی سروکاردارند که عبارتند از: ویژگیهای شخصیتی رای دهندگان ، ویژگیهای شخصیتی رای گیرندگان و تعامل این دو با هم.

امروزه ثابت شده كه يكي از مهمترين بخشهاي هر انتخابات،موضوع تبليغات است.گرت جورت مي گويد: تبليغات تلاشي سازمان يافته براي تغيير شكل ادراكات و دستكاري شناخت و هدايت رفتارها مي باشد.

در واقع اساس كار تبليغات سياسي در انتخابات ،تغيير نگرشها وهدايت رفتار مخاطب به سمت اهداف تبليغ كننده(احزاب ،گروههاي سياسي و كانديداها)است.نگرش شامل يك عنصر شناختي،يك عنصر احساسي،ويك تمايل به عمل است.

درو وستن" (Drew Westen)روان شناس و استراتژيست مشهور در کتاب بسیار جذاب خود بنام "مغز سیاسی" (The Political Brain) به بررسی دقیق چگونگي تاثير بر نگرشها در انتخابات مي پردازد. به اعتقاد وي هر كانديدايي كه بتواند احساسات و هيجانات توده ها را مديريت كند برنده مي شود.هاوارد دین رئیس حزب دموکرات پس از خواندن این کتاب نوشت: "در سال ۲۰۰۸ ما قادر خواهیم بود در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شویم اگر کاندیدای ما این کتاب را بخواند و طبق آن عمل کند."

مثالها و مواردزيادي در جهت اهميت و كاربردي بودن علم روان شناسي در انتخابات وجود دارد كه مجال پرداختن به آن در اين نوشته نيست.

انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري كه خرداد ماه برگزار مي شود بطور طبيعي همراه با تبليغات وسيع كانديداهاي محترم و نهادهاي در گير اين موضوع خواهد بود. بدين جهت به نظر مي رسد نياز است تا رسانه هاي جمعي با موضوع انتخابات برخوردي علمي تر داشته باشند.در اين ميان صدا و سيما كه رسانه ملي است و از قدرت تاثير گذاري بسيار بالايي برخوردار مي باشد مي تواند با دعوت از متخصصان روان شناس ضمن برگزاري جلسات بحث و گفتگو پيرامون انتخابات از منظر روان شناسي،به رشد و آگاهي افراد جامعه مبادرت ورزد. بطور مثال در ايام برگزاري انتخابات يكي از موضوعاتي كه جامعه با آن دست به گريبان مي باشد حجم وسيع شايعات است، اگر همين بحث شايعات وانواع وويژگيهاي آن در چنين برنامه هايي توسط روان شناسان آموزش داده شود از بروز بسياري از مشكلات در جريان انتخابات،جلوگيري خواهد كرد.

همچنين كانديداهاي محترم نيزبه اهميت بهره گيري از تيمهاي مشاور و متخصص در حوزه علوم رفتاري (روان شناسان)بيش از قبل پي خواهند برد و مي توانند از اشتباهات خود كاسته و با رفتار اجتماعي مناسبتر،ضريب موفقيت خود را افزايش دهند.

بعنوان مثال يك كانديدا بايد بداند براي اثر بخشي يك پيام لازم است تا حد ممكن از پيامهاي ذهني و انتزاعي اجتناب كرد و بهتر است پيام با مسائل زندگي روزمره مخاطب و شنونده مرتبط شود.

كوتاه سخن اينكه به نظر نگارنده با توجه به محتواي غالب اخبار و گفتگو هاي اجتماعي روزمره جامعه ما،به نظر مي رسد يكي از مهمترين دغدغه هاي امروز مردم نيازهاي فيزيو لوژيك و توجه به مشكلات اقتصادي مي باشد كه بيش از هر چيز ديگري افكار عمومي را بخود مشغول نموده است. براين اساس تاثير عنصر احساسي بر رفتار شركت كنندگان در انتخابات رياست جمهوري بسيار چشمگير خواهد بود وبه همين دليل مي بايست بوسيله متخصصان و مسئولان مورد توجه جدي قرار گيرد.

 مقام معظم رهبري در بيانات نوروزي در مشهد مقدس فرمودند:

در درجه‌ی اول، گسترش مشاركت و حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات اهميت دارد. شور انتخاباتی در كشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی ميتواند تهديدهای دشمنان را بی‌اثر كند؛ ميتواند دشمن را نااميد كند؛ ميتواند امنيت كشور را تأمين كند. ملت عزيز ما در همه‌ی نقاط كشور اين را بدانند؛ حضور گسترده‌ی آنها در پای صندوق رأی، در آينده‌ی كشور تأثير دارد؛ در امنيت، در استقلال، در ثروت ملی، در اقتصاد، در همه‌ی مسائل مهم كشور تأثیر میگذارد. این نكته‌ی اول؛ كه انتخابات باید به توفیق الهی، به كمك پروردگار، با همت ملت ایران، با مشاركت گسترده تحقق پیدا كند.

... آنچه كه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شما است. باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید.

به اميد آنكه انتخابات يازدهم رياست جمهوري به عنوان يكي از پرشورترين و با نشاط ترين  انتخابات رياست جمهوري در ايران باشد.
    

روان شناس عليرضا دهباش

 

 

 

استراتژی میام نمیام!

 

از آنجا که مردم در کشور ما معمولا از سیاستمداران جلوتر هستند و خودشان بهتر می دانند چه کار کنند قضاوت در مورد نوشته زیر را به خوانندگان عزیز واگذار می کنیم.
 
سايت هاشمي رفسنجاني:
هاشمي رفسنجاني: خدایا! کمک کن ما شرمنده چنین ملتی نشویم‌؛ بر ما ببخش اگر نتوانیم دین خود را به این مردم ادا کنیم. خدایا! برخی حرف‌ها را تنها با تو می‌توان زد، من متاعی عزیزتر از آبرو ندارم و با عزیز‌ترین عزیزم به میدان آمده‌ام.
به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران؛ سايت هاشمي رفسنجاني با انتشار مطلبي با عنوان "وقتِ آبرو دادن برای مردم است" به بازخواني فیلم انتخاباتی سال 84 وي پرداخته و به نقل از هاشمی در سال 84 آورده است:

"خدایا‌! تو را گواه می‌گیرم که هیچگاه  ملتی چنین صبور و همراه در تاریخ نبوده؛ این مردم حق بسیاری دارند و بسیارحق دارند. آنچه که می‌گویند و آنچه که می خواهند حق است؛ خدایا! کمک کن ما شرمنده چنین ملتی نشویم‌. بر ما ببخش اگر نتوانیم دین خود را به این مردم ادا کنیم. خدایا! برخی حرف‌ها را تنها با تو می‌توان ز، من متاعی عزیزتر از آبرو ندارم و باعزیز‌ترین عزیزم به میدان آمده‌ام.

دلم که می گیرد یاد امام آرامم می کند به چشمهایش که هنوز هزار حرف نگفته دارد. چه آسان می توان بر لبان این "مردم شریف لبخند شادی نشاند وچه آسانترمی توان لبخند را از آنان گرفت.سیاستمداران به وقت غرور اشتباهات زیادی می کنند که تاوان آنرا ملتها باید بپردازند. تاوانی بسیار گران و سنگین .غرور ملتی را چه آسان می توان شکست، آنگاه که مصلحت به خیرمردم خود را نبینی؟

در ادامه اين مطلب، سايت هاشمي گزیده متن فیلم انتخاباتی سال 84 وي را آورده است:

«دردانه های عزیزم ایام غریبی است، سختترین لحظه های زندگیم را می گذرانم.همیشه نوشته ام – یا به ضرورت یا به دل – اما این بار تفاوت دارد،شرح احوال است، احوال شخصی. کلمات زندانی احساسند وزندانی همیشه در پشت میله ها، به رنجوری می افتد!.

تاریخ چگونه قضاوت خواهد کرد : قدرت یا ضعف؟.چشم های مردم من مهربان و دلهایشان سرشار از یقین است . براستی ارزش آنرا دارند که نامشان بر بالاترین قله ارزشهای بشری حک شود. ایمان داشتن و باور داشتن مردم، بزرگترین پشتوانه تو خواهد بود، پس چرا تردید؟ خود را از این تردید رها کن. صدایت می کنند!.

در لحن و کلامشان آهنگی است که رهایت نمی کند.دیروز یکی می گفت:" تدبیر می خواهیم و عقل". دیگری با لحنی هراس آلود می گفت‌: انصاف می خواهیم همین!.جوانی هم آن گوشه نشسته بود وهیچ نمی گفت،می شد دردریای چشمانش امواج بی کران به حقِ خواسته هایش را دید. این روزها انگار وزن کلمات را جور دیگری احساس می کنم،انگار مردم آهنگ کلمات را جور دیگری ادا می کنند.

دیروزمردی با شهامت برخاست وگفت:آقای هاشمی ! می دانی اداره کردن ایران یعنی چی؟.  زنگ صدایش بی رعشه بود و صادق.گویی به نمایندگی از چند هزار سال تاریخ این مرز و بوم سخن می گفت. او گفت و گفت  بسیار گفت .جوری می گفت که من کلامش را می دیدم. گاهی احساس سنگ دلی می کنم که چرا خواست این همه انسان ها نمی تواند دلم را با عقل همراه کند.

تیرماه پارسال بازدیدی بود از یک کارخانه.  مهندس جوانی با شورو ذوق همه چیز را توضیح می داد.یکباره گفت:  آقای هاشمی! شما اهل موسیقی هستی ؟. تعجب کردم . گفتم : کم . گفت : چرا هستی!. گوشتان را جلو بیاورید.گوش خود را نزدیک دستگاه برد. من هم همین کار را کردم . گفت:می شنوید؟. گفتم چی را ؟. گفت : موسیقی!، ما در این کارخانه اسمش را گذاشته ایم: "سمفونی زندگی". و زندگی را با چنان لبخندی و برقی در چشمانش گفت که غبطه خوردم .

راست می گفت .ظلم است ظلم بزرگی.  اگر به فردای این کشورفکرنکنیم. فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندان ما که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروزبنا کنیم .فردای دنیا صدایی دارد که باید آهنگ آنرا از امروزشروع کنیم. تردیدها رهایم نمی کنند چه کنم؟. آخر همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دستهایی تواناتر ، اداره کشوررا از ما تحویل بگیرند و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم ، اما تردید دارم که با این وضع این آرزو به عمل برسد.

لحظه ها سخت شد. با خودم می گویم تو در لحظه هایی سخت و دشوار بسیاری بودی، چرا اینبارخود چنین سخت و دشوار شدی؟ نکند تحملت کم شده؟ طاقت درگیری نداری!. به موانع فکر می کنی، به نامهربانی ها، به جفاها، به سختیها،خوب همه اینها هست و بسیاری چیزهای دیگر ...دوباره فکر کن چیزی جا نینداختی؟. چرا ! خدا را ، صبر و تحمل ....

معمولاً برسرهرانتخاب یک دوراهی سهمگین است . دو راهی خود یا خدا . چه امتحان سخت و دشواریست . شیطان بر سر این دوراهی چه ها که نمی کند. اگر شیطان بر دروازه دل ، گوش و چشم تو نشست، خود را و خواسته خود را خدا می بینی.  آبرو کجا می آید ؟ کجا می ریزد ؟ می شود کاری کرد بی آنکه با همه ریختن اون باشدبعضی حرفها را تنها با تو می توان زد.خدایا!.

خدایا ! من متاعی جز آبرو ندارم و عزیزتر از او دیگرهیچ . من با عزیزترین عزیزم به میدان آمدم. ‌خدایا ! تو بر ما منت اسلام نهادی، از تو می خواهم به ما منت فهم درست آنرا نیز عطا کنی، تا بتوانیم پیرایه جهل از آن بزداییم تا بتوانیم محبت و رافت پیام تو و رسولت را دریابیم .خدایا! دشمن به کفر و دوست به جهل می کوشند تا شیرینی شفای دین تو را به تلخی بدل سازند وبیراهه بر بیراهه می بندند تا مردم را از دین تو گریزان سازند.

‌خدایا! تو برما  دین و دنیا عرضه کردی و گفتی دنیایتان را هم دردین ببینید. چه تلخ است دیدن کسانی که دنیا می نهند و دین نمی یابند وچه تلخ ترکسانیکه  دین به دنیا می فروشند وچه هولناکتردیدن کسانیکه دین و دنیا را یکسره می نهند ودربرزخ تاریک قهر با خدا لانه می کنند. خدایا به تو پناه می برم. معیشت مردم ، خواسته اهل دین ، خواسته روشنفکران ، تراز زندگی جدید ، حفظ سنتها ، توسعه ، عدالت و قهر – واژه ای که از آن بیزارم – ... .

روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم این تهمتهای تلخ آزارت نمی دهد؟. نگاهم کرد و گفت: این آسیاب به نوبت است ،نوبت تو هم خواهد رسید. چقدر این روزها بی شما سخت می گذرد دوستان. من تا نیمه راه آمده ام ،مشیّت این بود که بمانم تا نوبت به من برسد. تا در سنگ زیر و بالای آسیاب، صدای شکستن های خود را بشنوم و بچشم.

دلم که می گیرد یاد امام آرامم می کند به چشمهایش که هنوز هزار حرف نگفته دارد. چه آسان می توان بر لبان این " مردم شریف لبخند شادی نشاند " وچه آسانتر می توان لبخند را از آنان گرفت کاش عده ایی باور کنند " شادی و لبخند لازمه زندگی است "‌و دنیا بدون شادی تحمل ناپذیر است .

رمز آبادانی در گره خوردن همتهای بلند و افکار نوست.  ایرانی یعنی دستهای توانا و افکاری بلند، همتهای استوار و ارادتهایی خستگی ناپذی. تاریخ این خاک گواه بسیار بر این حرف دارد. آنانی که دل در خدمت به این مردم دارند فقط باید سدها و موانع را بردارند.این اقیانوس اگر به تلاطم در آید تاریخ یکبار دیگر ایران را بر تارک جهان خواهد دید واینبار با اتکا به اسلام و قرآن .

خدایا! تو را گواه می گیرم که هیچگاه ملتی چنین صبور و همراه در تاریخ نبوده، این مردم حق بسیاری دارند و بسیارحق دارند. خدایا آنچه که می گویند و آنچه که می خواهند حق است  خدایا ! کمک کن ما شرمنده چنین ملتی نشویم . بر ما ببخش اگر نتوانیم دین مان را به این مردم ادا کنیم . تو می دانی که ما می خواهیم ادا کنیم .

می گویند شیطان در شب زاد و ولد می کند. تاریکی ها همیشه آبستن حوادثند. دشمنان این سرزمین آرامش آنرا نمی خواهند . چشمانی بیدار همیشه باید مراقب باشند. سیاستمداران به وقت غرور اشتباهات زیادی می کنند که تاوان آنرا ملتها باید بپردازند. تاوانی بسیار گران و سنگین. غرور ملتی را چه آسان می توان شکست، آنگاه که مصلحت به خیر مردم خود را نبینی؟.

دوست دارم از آینده بنویسم، ترسیم آینده زیباتر است. اما ما را از گذشته گریزی نیست .در هر قدمِ گذشته حرفی است برای گفتن و درهر قدم آینده هزارحرف. شب آرام آرام به پایان می رسد  و روز دیگری برای ایران آغاز می شود. روز دیگری با هزاران امید و هزاران آرزو و هزاران چشم منتظر. وسوسه ها و تردیدها در ظلمت است و روز جهت آشکاریست.

جان ما با آفتاب یقین گرم می شود، یقین به اسلام ! یقین به ایران ! یقین به مردم...»