90/تحليل روان شناختي پرسپوليس دنيزلي
دكتر عليرضا دهباش(روانشناس) – تهران
امروزه در دنيا فوتبال فقط يك ورزش نيست بلكه تبديل به يك پديده اجتماعي شده است كه بر فرهنگ، سياست، اقتصاد و رفتارهاي اجتماعي اثر مي گذارد و از همه آنها اثر مي پذيرد بنا بر اين بايد با نگاهي همه جانبه و چند وجهي به سراغ آن رفت.
امروزه فوتبال يك صنعت شده است كه نيازمنديهاي خاص خود را مي طلبد تا افراد بسياري را در گرد خويش فراهم آورد تا هر كدام به فراخور به اين صنعت مورد مطالبه مردم بهتر و انديشمندانهتر بپردازند و كوچكترين اشتباه در طراحي ارائه آنچه كه به نام بازي فوتبا ل و حاشيه آن است، مساوي است با سقوط و مرگ تيمها و باشگاههاي بزرگ.
با توجه به اينكه فوتبال در تمام تار و پود و وجود اكثريت آحاد جامعه نفوذ كرده است پس روانشناسي فوتبال هم حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. در فوتبال مدرن و پيشرفته امروزي عملكرد يك بازيكن كامل در 5 زمينه بايد مورد بررسي قرار گيرد و نمرات مطلوب را كسب كند. اين 5 حيطه عبارتند از: فيزيكي، فني، رواني، هيجاني، سبك زندگي.
در واقع با يك نگاه ساده مي توان به اين موضوع پي برد كه توجه به عوامل رواني در چه درجهاي از اهميت قراردارد. روانشناسي به مربيان و بازيكنان فوتبال كمك ميكند تا روحيات و ويژگيهاي فردي خود را بشناسند و با توجه به اين شناخت بتوانند از مهارتهاي رواني حداكثر استفاده را ببرند. ايجاد انگيزه، افزايش سطح اعتماد به نفس، از بين بردن استرس و اضطراب، ايجاد روحيه برتريطلبي و موفقيت و... از جمله مواردي است كه روانشناسان ورزشي ميتوانند در اين حوزهها به فوتبال كمك كنند.
چگونه است تيمي مانند استيلآذين با آن همه بازيكنان بزرگ و قابل احترام و امكانات مادي فراوان كه در ابتداي ليگ گذشته يكي از مدعيان قهرماني قلمداد مي شد، در پايان اولين تيم سقوطكننده بود. چرا گاهي تيمهايي بزرگ و با پشتوانه اي مانند استقلال و پرسپوليس عليرغم بهرهمندي از بازيكنان بزرگ و موثر، فاقد انسجام تيمي هستند و در كسب نتايج مورد انتظار با ناكامي مواجه مي شوند؟ شايد بخش بزرگي از اين ناكاميها مربوط به عدم توجه به جنبههاي روانشناسي در فوتبال ما باشد.
اتفاقا موضوع عدم انسجام تيمي موضوعي است كه شايد در فصل جاري موجب آزار اين دو(استقلال و پرسپوليس) بشود مخصوصا تيمهايي كه بيشترين تغييرات را داشتهاند.
بيل بيسويك روان شناس اسبق تيم منچستر معتقد است كه بازيكنان و مربيان در ميان ارزيابيهاي تكنيكي و فيزيكي بايد مورد ارزيابي ذهني و هيجاني (رواني) نيز قرار بگيرند تا روحيات بنيادي آنان، احساسات و حتي سبك زندگيشان، تشخيص داده شود.
تيم پرسپوليس دوران پر اضطرابي را با حميد استيلي پشت سرگذاشت و با جايگزيني دنيزلي آيندهاي روشن را نويد داد. نكتهاي كه شايد در اين ميان از آن غفلت شده است موضوع جنبههاي رواني بازيكنان تيم است. در واقع بايد اين موضوع را پذيرفت كه تمام ناكاميهاي تيم در نيم فصل اول ناشي از سرمربي تيم نبوده است و اگر چنين باوري در بين مديران تيم وجود داشته باشد كاملا غلط است و بدون تعارف بايد گفت پاي در مسيري گذاشتهاند كه استيل آذين آن را پيمود. پرسپوليس امروز فاقد انسجام افقي(انسجام با هم تيميها) است در واقع هنوز ارتباط رواني سالم و كاملي بين بازيكنان وجود ندارد. مسئولان باشگاه ممكن است در ابتداييترين واكنش به اين نظر نگارنده، موضوع رفاقت و دوستي بسيار بالا بين بازيكنان را مطرح كنند و اين نظر را رد كنند، اما انسجام افقي در بين اعضاي يك مجموعه نشانههايي دارد. مهمترين نشانه آن مسئوليتپذيري اعضاي گروه است و اين موضوع در بين بازيكنان پرسپوليس هنوز تبديل به يك باور نشده است و از طريق مشاهده نحوه گل خوردن و همچنين مصاحبه بازيكنان پس از برد يا باخت، مي توان به اين موضوع پي برد. بطور مثال پس از باختها، بازيكنان حاضر به مصاحبه نميشوند و يا ميگويند حرفي براي گفتن نداريم و يا عملكرد ساير بازيكنان تيم را مسبب باخت مي دانند. تنها بازيكني كه از كلمه ما استفاده مي كند آقاي مهدي مهدوي كيا است كه مثلا با عبارت: ما امروز خوب نبوديم، خود را در عملكرد تيم مسئول مي داند. نكته ديگر برجسته كردن نقش يك بازيكن بزرگ تيم است. گرچه ممكن است برخي از بازيكنان داراي اعتبار بسيار بالا و توانايي فوقالعاده باشند، اما اگر تيم بخواهد متكي به يكي دو بازيكن باشد، شخصيت تيمي يك شخصيت وابسته خواهد بود و فرد وابسته فاقد اعتماد به نفس خواهد بود. اين وضعيت منجر به نوسانات زياد در عملكرد تيمي و نتايج مي شود. يك روز با يك برد، تيم چنان دچار اعتماد به نفس كاذب و غرور مي شود كه خود را كهكشاني ببيند و يك روز چنان شكست ميخورد كه باور آن براي هر بينندهاي سخت است. مروري به بازيهاي پرسپوليس برابر تيمهاي ملوان، صنعت نفت، استقلال و فجرسپاسي گواه اين مدعاست. در حال حاضر كادر مديريت و فني تيم نتوانسته نسبت به ايجاد يك فلسفه درست و مثبت در تيم براي مواجهه با شكست اقدام كند و تا زماني كه تفكر كي بود كي بود من نبودم در تيم حاكم باشد نتيجهاي بهتر از اين به دست نمي آيد.
در يك تيم تا انسجام افقي وجود نداشته باشد انسجام عمودي (انسجام بين كادر فني و بازيكنان) شكل نميگيرد. يعني بازيكنان تيم نميتوانند دستورات و خواستههاي مربيان را اجرا كنند و اين موضوعي بود كه بيش از هر كس به استيلي صدمه زد البته چنانچه اين مشكل حل نشود دنيزلي هم آسيب خواهد ديد. به همين دليل مي توان پيشبيني كرد كه در چند بازي آينده نيز نوسانات شديد در عملكرد تيمي مشاهده شود. مشكلات ذهني و رواني امروز تيم پرسپوليس همانند كوه يخ فرويد است كه تنها بخش كوچكي از آن بيرون و نمايان است و بخش عمده آن زير آب و مخفي، اما قابل دسترسي است. اين وظيفه مديريت تيم است كه با راهكاري منطقي و علمي نسبت به شناسايي و رفع مشكلات و موانع تيم مبادرت ورزد. ارائه راهكارهاي روانشناختي به بازيكنان تيم به عنوان يك اقدام ضروري ميتواند مشكلگشاي وضعيت امروزي پرسپوليس و يك كاتاليزور مثبت باشد. بازيكنان پرسپوليس بايد بياموزند كه موقع شكست، زمان، زمان ناراحتي نيست بلكه زمان بررسي است. با احترام به كادر پزشكي محترم تيم، بايد گفت تا به حال نشانهاي از يك رويه علمي و تخصصي در اين زمينه مشاهده نشده است. مشكلات پيراموني هم بر عملكرد بازيكنان تيم تاثيرگذار است كه در اين نوشته جاي پرداختن به آنها نيست. ليپي وقتي ايتاليا را قهرمان جهان كرد گفت: مشكلترين كار يك مربي تعليم ذهنيتهاي بازيكنان است.
با بهره از روانشناسي ورزشي در حال حاضر اين اقدامات جهت برون رفت از وضع موجود براي تيم پرسپوليس مناسب به نظر مي رسد:
1- انجام سوسيومتري ( جامعه سنجي) از بازيكنان تيم
2- آموزش مسئوليتپذيري و حس وظيفهشناسي و حمايت از هم تيمي خود
3- آموزش بازيكنان در زمينه تغيير شيوه زندگي خود و گسترش روابط عاطفي با خانواده خود
4- مشاركت تحليلي و بررسي علل برد و باخت در جلسه حضوري بازيكنان (ارائه نظرات تحليلي هر بازيكن به صورت شفاهي در گروه)
5- افزايش مهارتهاي شناختي و بالا بردن آمادگي ذهني و رواني
6- ارائه آناليز روانشناسي بازيكنان تيم توسط روانشناس تيم به كادر فني
نقل از روزنامه نود